تنها شده ام

نوشته شده در قسمت : نوشته هايم توسط : احسان سلطانزاده

تنها شده ام. مادرم روز شنبه همین هفته به هندوستان رفت. دلم برایش خیلی تنگ شده است. دلم برای دست پخت خوش مزه اش تنگ شده است. امشب همرایش صحبت کردم و وقتیکه صدایش را شنیدم دلم آرام گرفت. بسیار مادر مهربانی دارم که فکر کنم در دنیا به مانند او کسی نباشد. امیدوار هستم که به سلامتی پس پیش ام برگردد. برادرم جمشید هم امروز به ترکمنستان سفر کرد. او هم یک سفر تفریحی رفت، کار زیاد خسته اش کرده بود. حال دیگر من و پدرم تنها شدیم. از طرف روز بخاطر نان چاشت به خانه خواهرم میرویم. و از طرف شب هم به خانه برادر بزرگم بخاطر نان شب میرویم. بعد من و پدرم میاییم به خانه خود و دو نفری در خانه فعلا تنها زنده گی میکنیم. تا زمانیکه مادر مهربانم و برادر دوست داشتنی ام به خانه برگردند. همین لحظه ای که دارم این داستان را می نویسم، در حدود ۳۰ دقیقه پیش از نزدیک خانه ی مان یک نفر را اختطاف کرده اند. من و پدرم در خانه برادرم بودیم چون صدای تلویزیون بلند بود صدایی نشنیده بودیم. ولی زمانیکه به خانه خود آمدیم کاکایم زنگ زد و گفت که این صدا ها را نشنیدید؟ پدرم گفت نه. کاکایم گفت نیم ساعت پیش صدای کمک و فریاد به گوشمان میرسید که میگفت: کمک کنید، من را میخواهند ببرند. زمانیکه از خانه بیرون شدیم کسی نبود، همسایه ها هم بیرون شده بودند ولی کسی را ندیده بودند. مثل اینکه وقتی اینها بیرون شده بودند اختطاف گران آن شخص را برده بودند. چند روز شده بود که خبری از اختطاف نبود. کمی شهر آرام شده بود. ولی مثل اینکه این وضع حالا حالا ها دوام دارد. خداوند عاقبت مایان را ختم بخیر کند.

۱۳ نظر

  1. ali boda گفته است :

    غم انگیز است مواظب خودت باش
    اگر شرح بیشتری میدادی که کجا هستی چطور این اتفاق افتاد مردم چی مگویند شرح بیشتری مینوشتی
    بهتر بود فضا را بیشتر شرح میدادی
    موفق باشی

    [پاسخ]

    احسان سلطانزاده پاسخ در تاريخ دی ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱:۰۳ ب.ظ:

    @ali boda, علی جان، از این واقعه هنوز دقیق معلومات ندارم که کی بوده است، چرا اختطاف کرده اند، مردم چی میگویند، چون شب این اتفاق افتاده است و مردم هم پس به خانه های خود رفته اند.

    [پاسخ]

    دی ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۹ ب.ظ

  2. بهرام گفته است :

    امنیت ضروری ترین لازمه زندگی است.
    موفق باشید

    [پاسخ]

    دی ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۱:۱۷ ب.ظ

  3. مهرداد گفته است :

    احسان جان خیره
    غمنگین نباش به خیر بر میگردند مامانیت و داداشیت
    تو از تنهایت استفاده کن
    تنهای با وفا ترین و بهترین دوستت هست که هر وقت بخواهی پیشت هست هاهاههاها
    موفق باشی بایییی

    [پاسخ]

    دی ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۱:۳۴ ب.ظ

  4. nnnnnn گفته است :

    سلام دوست من آن مردم اختطاب چی ها چرا دست از سر هم وطن های خود برنمدارم هم وطن آها مهم است یا پول به آنها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

    احسان سلطانزاده پاسخ در تاريخ دی ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱۰:۰۳ ب.ظ:

    @nnnnnn, پول برایشان مهم است!!!

    [پاسخ]

    دی ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۲:۰۶ ب.ظ

  5. Shafiq Ahmad Noorzai گفته است :

    سلام! راستی که تنهایی سخت است. من اولین بار است که مسافر شده ام.

    [پاسخ]

    دی ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۲:۴۳ ب.ظ

  6. افغان بلاگر گفته است :

    سلام
    با تشکر از نوشته شما.
    از اینکه با شما و وبلاگ شما نیز آشنا شده ام خرسندم.
    پایندگی و استمرار شما را آرزومندم.

    [پاسخ]

    دی ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۳:۰۰ ب.ظ

  7. parisa گفته است :

    درود:
    اولا : بهتره گاهی وقتا تنهایی رو هم تجربه کنیم .
    دوما: از فرصت استفاده کنید و تا مادر جان بر می گردند کدبانوگری بفرمایید …
    سوما: اختطاف گری را هم یکی دیگه از معظلات جامعه افغانستان بهرته این روزها افرادی مثل ما وشما به رسمیت بشناسیم .
    موید باشید .

    [پاسخ]

    دی ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۳:۳۰ ب.ظ

  8. کاکه تیغون گفته است :

    کمی گوشه گوشه بروید

    [پاسخ]

    دی ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۵:۲۳ ب.ظ

  9. qane گفته است :

    قدر پدر مادر که را بدان که پیدا نمی شوند.

    [پاسخ]

    دی ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۷:۲۰ ب.ظ

  10. M.A.Yosufy گفته است :

    salam ehsan jan,

    naweshta at ra khowandam, dar mawred ekhtitaaf taa ke faqr wa jorm wojod dashta basha jelawe ekhtitaf ra moshkel ast greft.
    ba har sorat khdoawan khodam rahm konad, aamain,

    dar mawrid tanhaye naweshta ye, ferk mekonam darin rooz ha sarnawisht yaksaan darem,
    chand roozy meshawad ke madare awlad ha hamrahe farzandanam ba afghanistan rafta and wa khodam dar khana tanha astam, ke bedon mobaligha besyar sakht megzarad.
    pas az delat myayam.
    khodawan madare mehrabat ra shifa dehad.
    mowafaq bashy

    [پاسخ]

    دی ۲۳م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۱ ق.ظ

  11. Shafiq Ahmad Noorzai گفته است :

    عدد ۳۹ را فکر کنم که جت یا جط می گویند. خوب هرجا فرهنگ خرافی خودش را دارد.

    [پاسخ]

    دی ۲۳م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۶ ب.ظ

دیدگاهتان را بنویسید :