در انتظار دیدار اش هستم

نوشته شده در قسمت : نوشته هايم توسط : احسان سلطانزاده

هوا بسیار سرد شده است. چند روزهوا تابستانی شده بود.امسال عجیب زمستانی است. این سردی هم که در این دو روز شده است از طرف ایران می آید چون در آنجا برف کرده است. خدا نکند که برف ببارد. غم خود را ندارم من هر طور شود میتوانم خود را گرم کنم ولی نگران کسانی هستم که توان خرید لوازم گرمی را ندارند.

در انتظار دیدار مادر مهربان خود هستم. دلم برایش خیلی تنگ شده است. خانه بدون مادر اصلا مزه ی ندارد. امروز بخیر از کابل طبق گفته ی شرکت پامیر ساعت ۱۲ به طرف هرات پرواز میکنند. بی اندازه خوشحال هستم که دوباره میتوانم صورت زیبای مادرم را بوس کنم و در آغوش خود بگیرم. در این روزهای که مادرم از من دور بود خیلی دلم گرفته بود شب ها که به خانه میرفتم زیاد سرحال نبودم.

عمر ها چی قدر زود گذر است. چهل روز از وفات شوهر خاله ام گذشت. و امروز هم برای آن خدا بیامورز چهلم گرفتند.

۴ نظر

  1. parisa گفته است :

    سلام :
    بروز هستم تشریف بیاورید .

    [پاسخ]

    بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۴ ق.ظ

  2. محمد زرگرپور گفته است :

    سلام عزیز ! خوبی ؟ همه جا سرد شده ، امیدوارم که قلب ها یخ نزنه . موفق باشی.

    [پاسخ]

    بهمن ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۵:۵۶ ق.ظ

  3. مصطفی کیا گفته است :

    سلام
    این مادر یکی از همان عجایب است که تعریف کردنش بسیار سخت است. اینجاست که زبان از گفتنش عاجز می ماند. یکی از زیبا ترین واژه ها مادر است.

    [پاسخ]

    بهمن ۲۵م, ۱۳۸۸ در ۶:۰۰ ق.ظ

  4. برگ آویز گفته است :

    مادر
    چهرۀ او بهار زندگانی است.
    چشمانش آبشار نور است.
    از دستانش باران مهرومحبت می بارد.
    ازگامهایش،صدای همه ی خوبیها به گوش می رسد…
    وجودش خلاصه ی عشق و تلاش است وعطرهمیشه بهار ایثارانگار، بهشت رافرش زیرپای او ساخته اند.
    شیرینی عسل مهربانی،بیش از هرچیزوهرجا،ازقلب مادر می تراود!
    مادر،خوشبوترین گل هستی است.
    مادر،مادراست!

    [پاسخ]

    بهمن ۳۰م, ۱۳۸۸ در ۳:۴۹ ب.ظ

دیدگاهتان را بنویسید :